میهمان همیشه آماده آمدن است اما میزبان حاضر نیست. او در جایی دیگر در حال رویا پردازی و... اســـت .او هیچگاه در خانه نیست. هیچ گاه در اینجا واکنون نیست.  یا در گذشـــته به ســــــر می برد یا در آینده.

دو چیز مارا به بی راهه مبرد :آنچه که گذشته است وآن چه که هنوز نیامده . گذشته وآینده راه های گریز از لحظه های اکــنون هستند.وخدا تنها یک زمان را میشناسد. او هیچ آشنایی با گذشته وآینده ندارد .لحظه اکنون تنها زمان اوست وما هیچ گاه در لحظه اکـــــــنون به سر نمی بریم .از این رو میهمان هــــمچنان در را     می کــــوبد اما نمی تواند مارا بیابد زیرا ما یا در زمان گذشته به سر می بریم یا در زمان آینده.خدا همچنان در را میکــــــــوبد اما     نمی تواند مارا بیابد وما هرگز در لحظه اکنون به سر نمی بریم.